|
غم تنهایی |
|
|
فدای اینه شکسته ای که لبخند تو را هزار بار در خود تکرار میکند...
.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 19:2 توسط قلب |
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ... گریه کردم و نوشتم مادر من یا تو یا مرگ... به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار... تو با خنده ای نوشتی دخترم خدا نگهدار... بنویس مهلت بودن یه نفس بود... سهم من از همه دنیا یه قفس بود... بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم... سر رو شونه هات نزاشتم مثل دستات سرد سردم...
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 21:31 توسط قلب |
کاش بودی تا دلم تنها نبود... تا اسیر غصه ی فردا نبود... کاش بودی تا برای قلب من ... زندگی اینگونه بی معنا نبود...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 20:46 توسط قلب |
وقتی از غربت ایام دلم میگیرد... .مرغ امید من از شدت غم میمیرد... دل به رویای خوش خاطره ها میبندم... بازهم خاطره تو دست مرا میگیرد...
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:50 توسط قلب |
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 12:19 توسط قلب |
زندگی شراب تلخیست که همه محکوم به نوشیدن انیم... بس مینوشیم با یاد کسانی که دوستشان داریم ولی در جمع ما نیستن...![]()
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 11:53 توسط قلب |
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 20:39 توسط قلب |
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:27 توسط قلب |
عشق یعنی زندگی با یاد یار... عشق یعنی مرگ با دیدار یار... عشق یعنی منتظر بودن به راه... تا که او اید همان بی منتها..
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 16:5 توسط قلب |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 20:52 توسط قلب |
| ||||||